خاطره ای از شهید مدافع حرم لبنانی

خاطره ای از شهید مدافع حرم لبنانی
ابراهیم شهاب

راوی : خواهر شهید

ابراهیم زياد در مورد درگیری‌ هایی كه با دشمنان تكفيری داشت سخن می گفت!

یک بار به خاطر ترس، از او خواستم كه ديگر به جبهه نرود!
گفت: جهاد یکی از درهای بهشت است كه خدا برای اولیای خالص خويش باز كرده است و ما ان شاء الله از اوليای خدا هستيم
می خواهی مرا از اين درب محروم كنی؟!
آيا دوست داری من به خاطر یک اتفاق ناگهانی یا تصادف يا...كشته شوم؟
و سپس گفت: اميرالمومنين (علیه السلام) می فرمايند : هزار ضربت شمشير بر من راحت تر از مردن در بستر است!
در آن لحظه بود كه فهميدم آرزوی ابراهیم شهادت است.

با شهدا گم نمی شویم
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا

امام و شهدا را یاد کنیم با ذکر صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
دیدگاه ها (۱)

شهید حامد جوانی ولادت : ۱۳۶۹/۸/۲۶ تبریزشهادت : ۱۳۹۴/۴/۴ لاذق...

شهید حسین معز غلامی :"می‌گفت‌ قبل از‌ شوخی نیت‌‌ تقـرّب‌ کن ...

هوا بارانی، دل تنگ و دست‌ها رو به آسمان...شاید زیباترین دعای...

📿✋🏻🌺السَّلاَمُ عَلَيْكَ حِينَ تَقُومُ السَّلاَمُ عَلَيْكَ حِ...

📿✋🏻🌺السَّلاَمُ عَلَيْكَ حِينَ تَقُومُ السَّلاَمُ عَلَيْكَ حِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط