وقتی مث سگ‌ می توپانَنِد و میری داداش بزرگته میاری

وقتی مث سگ‌ می توپانَنِد و میری داداش بزرگته میاری
دیدگاه ها (۱)

به زودی شاهد سرو نوشابه در اَفتاوه میباشیم

والا مه تا اونجایی که میدانم ایی لیوانه آب میکردیم توش میذاش...

از عقابی پرسیدند :آیا ترس به زمین افتادن را نداری؟عقاب لبخند...

رخ‌نمایی پاییز زیبا در طولانی‌ترین و زیباترین بلوار شهری ایر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط