ما در چه شٖماریم؟ که خورشیدِ جهانتاب

ما در چه شٖماریم؟ که خورشیدِ جهانتاب
گردن به تماشای تـو از صبح کشیده‌ست..

#صائب_تبریزی
دیدگاه ها (۱)

نیست بوی آشنا را تاب غربت بیش ازین !از نسیم صبح بوی یار می ب...

#‌صبـح_یعنـی_تــــو_بتـابی#و_مـرا #زنـده_بـه_خـود_گـردانی ♣ ...

گفتم خموش و همچون نسیم صبح لرزان و بی قرار وزیدم به سوی تو ا...

جان می‌دهم از حسرتِ دیدار ِتو چون صبحباشد که چو خورشیدِ درخش...

آفتاب از اون گوشه ایون پریدما در چه شماریم؟!                ...

ای زلفِ یار، این همه گردن‌کشی چرا؟آخر تو هم فِتـاده و ما هم ...

•┈┈✾•🦋•✾┈┈••چو نیست یک دو نفس بیش، زندگی چون صبحبه خوشدلی گذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط