متنفر میشوم از تمام دوستان پدرم

متنفر میشوم از تمام دوستان پدرم
که در کودکی عروسشان بودم و پدر تو جزئشان نبود...
از دوستان مادرم هم
آشنایان
فامیلها
بیزارم از تمام نسبت هایی‌ که با همه دارم و با تو نه!
از تمام مهمان هایی که می‌آیند و خانواده تو نیستند
کاش از این بی نسبتی به نزدیک ترین نسبت ها برسیم...
من عروس قشنگتان شوم
و
تو دردانه داماد مادرم❤️😅
دیدگاه ها (۶)

به من زنگ نزن!به دیدنم بیا ،این تلفنِ لعنتیدکمه یِ آغوش ندار...

میدانی...لامذهب جان!با توامآزار دهنده ی زیبا!گاهی با خود میگ...

نمی دانم هستی یا نیستی ؟نمی دانم نوشته هایم را می خوانی یا ن...

واگر می‌‌نویسم.. 📝دوست دارم بدانیدرخلا دنیایِ بی‌ جاذبه ازنب...

دلنوشته

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط