قلم بنویس دردم را، که در دل دردها دارم

قلم بنویس دردم را، که در دل دردها دارم

قلم بنویس ازحالم ، که امشـــــب غصه ها دارم

قلم بنویس از عمــــرم ،که عمری خون دل خوردم

قلم ای کاش چون زادم، همان دم نیز می مردم
دیدگاه ها (۱)

محکم، صبور، ساکت و آرام و روبه راهاز عمق دردها به تعادل رسید...

کاش می شد بیخبر یک حلقه بر در میزدیبـر خیـالات محـالـم رنـگ ...

جمعه ها را همه از بس که شمردم بی توبغض خود را وسط سینه فشردم...

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

گرچه خلوت گرچه خسته گرچه بی سو و چراغخوابهایی دیدم امشب با ت...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

السلام علیک یا علی بن موسی‌الرضا(ع) 🖤دل‌های بی‌قرار، در سوگ ...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط