عجله داشتم

عجله داشتم
تندتند راه میرفتم
که محکم به چیزی خوردم.

آدم بود!

منتظر بودم بگوید : کوری؟!

دستش را بطرفم دراز کرد
با من دست داد؛
و لبخندی زد!

به گمانم " انسان " بود.
دیدگاه ها (۵)

با من بمان....

نبودنت....

فکـــر تو در سر منآفــت یک جــان شده استشبـهے مثل جنــون،یا ...

‌ زندگے یک آرزوےدور نیست...زندگے یک جست و جوےکور نیست...زیست...

پسرکی جلوی خانمی را میگیرد و با التماس میگوید :خانم، تو رو خ...

#ارباب‌سنگدل #پارت_22ا.ت روی تخت دراز کشیده بود به سقف خیره ...

ددی فاکر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط