#پارت دوم
#پارت دوم
به تعجبم پوزخند پر غروری زد و گفت:«خدارو شکر سالمید»
مثل خودش پوزخند زدم و جدی گفتم :که به لطف شما داشتم شهید میشدم !
کلافه گفت :«دخترهی پرو بیا منو بخور!!!»
حقبجانب استینامو دادم بالا و گفتم: الان با من بودی؟ من اشغال خور نیستم .
عصبی خیز برداشت سمتم که دستامو جلوی چشام گرفتم :غلط کردم نزن به خدا باتو نبودم تقصیر خودمه پریدم وسط خیابون.
++++ء
به خونه برگشتم خسته و کوفته بودم طبق معمول مامانم اینا تبریز،خونه مادرجونم بودن مانتومو درآوردمو روی کاناپه انداختم از پنجره نظارهگر خیابان شلوغ تهران شدم پنجره را باز کردم تا هوای بیرون روحمو نوازش بده بایادآوری امروز وسط خیالپردازیم نتونستم جلوی خندمو بگیرم و ناخداگاه گفتم: دیوونه
_کی؟!!!
به تعجبم پوزخند پر غروری زد و گفت:«خدارو شکر سالمید»
مثل خودش پوزخند زدم و جدی گفتم :که به لطف شما داشتم شهید میشدم !
کلافه گفت :«دخترهی پرو بیا منو بخور!!!»
حقبجانب استینامو دادم بالا و گفتم: الان با من بودی؟ من اشغال خور نیستم .
عصبی خیز برداشت سمتم که دستامو جلوی چشام گرفتم :غلط کردم نزن به خدا باتو نبودم تقصیر خودمه پریدم وسط خیابون.
++++ء
به خونه برگشتم خسته و کوفته بودم طبق معمول مامانم اینا تبریز،خونه مادرجونم بودن مانتومو درآوردمو روی کاناپه انداختم از پنجره نظارهگر خیابان شلوغ تهران شدم پنجره را باز کردم تا هوای بیرون روحمو نوازش بده بایادآوری امروز وسط خیالپردازیم نتونستم جلوی خندمو بگیرم و ناخداگاه گفتم: دیوونه
_کی؟!!!
- ۳.۳k
- ۱۲ آذر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط