الهی

الهی
دیشب خواستم بابت هر گناهی که کرده ام شمعی روشن کنم...
سوختنش را ببینم و جهنم را یادآور شوم...
اما گناهانم آنقدر زیاد بود، که ترسیدم دنیا را به آتش بکشم!
خدایا...!!!
بابت هر شبی که بی شکر سر بر بالین گذاشتم
بابت هر صبحی که بی سلام تو آغاز کردم
بابت لحظات شادی که به یادت نبودم
بابت هر دلی که شکستم
بابت هر گره که به دست تو باز شد و و من به شانس نسبت دادم
بابت هر گره که به دستم کور شد وتو را مقصر دانستم:
مرا ببخش...
الهی العفو....
خـدایا :
منم منم هایم را نبیـن ....
خودت خوب می دانی
"من لــی غیــرکـــ"
"من بی تو هیچـــم"
دیدگاه ها (۲)

بـــاهام بودے

ڪَسی ڪِه مَعذِرَت خوآهی میڪُنِـہ ,, یَعنی اونּ رآبطـه رو بیش...

بـــاهام بودے

اونی ک اسمش قسم راستم بود الان دیگه اسمش یادمم نمیاد!کاری با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط