در حضور خارها هم میشودیک یاس بود

در حضور خارها هم میشودیک یاس بود
در هیاهوی مترسکها پر از احساس بود .
می شود حتی برای دیدن پروانه ها ،
شیشه های مات یک متروکه را الماس بود . . .
دست در دست پرنده بال در بال نسیم . .
ساقه های هرز این اندیشه ها را
داس بود . . .
کاش می شد حرفی از " ای کاش "
ها هرگز نبود . . .
هر چه بود احساس بود وعشق بود و
یاس بود . . .! یاس بود
دیدگاه ها (۷)

گمشده در اعماق جنگلهیونجین/ا.تپارت:۴با سردرد بدی چشماش رو با...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۸

معامله p5بالاخره شب تمام شد.نور کم‌رنگ صبح از میان پرده‌های ...

در حضور خارها هم میشود یک یاس بود . . .در هیاهوی مترسکها پر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط