ناز گل سلام

ناز گل سلام
حال چشمهایت خوب است ؟
آفتاب بر روزهایت می تابد؟
دلت را بگو
باران را به یک لیوان چای میزبان می شود؟
حال مرا نپرس
خوب هستم
از دل من حرف تازه ی نیست
هی عاشق تر می شود
به گمانم تا بیایی
تاب نیاورد
می دانی مهربان !
به نقطه ی از حادثه رسیده ام که دیگر
هیچ اتفاقی نمی افتد
مثل مرگ یا همان رفتن تو...
آغاز و پایان قصه از اینجا بود
کاش رفتن ها در قصه سانسورمی شد
...
ببینمت
نشسته ای شعر مرا میخوانی؟
چایت سرد نشود مهربان
من از نجابت لبهایت می ترسم
من هنوز لای موهایت گیر کرده ام
به کاسکویی که از دست تو دانه میخورد
حسودی نکنم؟
خوش بحال استکان
خوش بحال چایی
خوش بحال شعر
خوش بحال آبی وقتی رنگ لباس تو می شود
اصلا بیا
بیا بنشینیم و خیال کنیم
مثلا تو آمدی
میخندی
میبینمت
میبوسمت

نترس
دل من به همین خیال های ساده قرص است
دوای هر شب بی تو بودن ها
مهرباااااان
این نامه لعنتی هم به آخر رسید
دیگربه سیم آخر زده ام
با تو اتمام حجت می کنم
ببین
یا تا اسفند می آیی
یا ؟!
یا تا همیشه منتظرت می مانم

○●•S○•°
دیدگاه ها (۲۰)

#کوتاهفکر چه می کنی ؟بیا انقدر دست روی دست بگذاریم که دیر شو...

وقتی دنیایممقیاس عجیبی یافتفهمیدمعاشق شده اماکنون سالهاست در...

سرسنگین شده ییا غریبه ی را سلام داده ی؟شعرهایم را که نمی خوا...

تف می کنموجب به وجبلحظه ها را بی توپیراهن یوسفتیشه ی فرهادقص...

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #خاص #عاشقانه #دلبران...

#شعر_نو 🕊رفتم و زحمت بیگانگی از کوی تو بردمآشنای تو دلم بود ...

برای وصف چشم انداز چشم شوخ و شنگ توخیالم کوچ کرده سوی چشمان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط