دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست

دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست
آنجا که باید دل به دریا زد همین جاست
در من طلوع آبی آن چشم روشن
یاد آور صبح خیال انگیز دریاست
گل کرده باغی از ستاره در نگاهت
آن یک چراغانی که در چشم تو برپاست
بیهوده می کوشی که راز عاشقی را
از من بپوشانی که در چشم تو پیداست
ما هر دومان خاموش خاموشیم، اما
چشمان ما را در خموشی گفتگوهاست
دیروزمان را با غروری پوچ گشتیم
امروز هم زانسان ولی آینده ماراست
دور از نوازش های دست مهربانت
دستان من در انزوای خویش تنهاست
بگذار دستت راز دستم را بداند
بی هیچ پروایی که دست عشق با ماست
دیدگاه ها (۱۴۱)

عاشقانه

عاشقانه

چه بوی خوشی می‌وزد از سمت آسمانو باز پناه جُستن پوپکی پیاله‌...

یه وقتایی آدم، دیگهدلتنگِ بارون نمی‌شهدلتنگِ راه رفتن، با عش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط