امدم در شهر تو قدم زدم
امدم در شهر تو قدم زدم
دیدمت دوان دوان
پرسه زنان
گامهایت آهسته می راندن
از پشت ویترین دیده گانت .
چه تلخ و سراسیمه بود ؛
خرامان نگاه تو .
آیا به چشمان تصویر خودت
بازهم شک داشتی؟
بگمانم... معجول و پیمانه بدست
ره میخانه می خواندی
یادم نبود که رفته ام از یادتو
..../سعید
چشم هایت چون همیشه
دیدمت دوان دوان
پرسه زنان
گامهایت آهسته می راندن
از پشت ویترین دیده گانت .
چه تلخ و سراسیمه بود ؛
خرامان نگاه تو .
آیا به چشمان تصویر خودت
بازهم شک داشتی؟
بگمانم... معجول و پیمانه بدست
ره میخانه می خواندی
یادم نبود که رفته ام از یادتو
..../سعید
چشم هایت چون همیشه
- ۴۳۲
- ۱۸ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط