:
:
یکی تو ماه رمضون زنگ ﺯﺩه دفتر یکی از علما می پرسه
حاج آقا من روزه بودم. داشتم تو اشپزخونه راه می رفتم یهو پام لیز خورد و یه لیوان اب و دوتا دُلمه برگ مو و دوتا زولبیا و یه دوتا خرما رفت تو دهنم و قورت دادم ( ناخواسته )
حاج اقا الان باید چی کار کنم؟
..حاج اقا میگه:
یه چای هم بخور بهت بچسبه😂 😂 😂
اهل دلی میگفت :وقتی شخص روزه داری پس ازاذان مغرب
بدون خوردن افطارنماز اول وقت به جا می آورند ملائک در عرش اورا اینگونه ندا میدهند:
چطوری خود شیرین؟؟!!😂 😂
مادر بزرگ دوستم 120سالشه دو روز پیش خوابید بیدار نشد
چشاشو بستن تشهد خوندن براش😔
بعداز نیم ساعت بیدار شد😳
دوستم میگه داشت ب روز رسانی میشد برای یه قرن دیگه
😂 😂 😂 😂 😂
روزی جوانی از پدرش پرسید
پدر چرا انسانها بخاطر پول و ثروت همدیگر را می ازارند?
پدر درحالی که داراز کشیده بود جعبه کبریت را گرفت و دو عدد از کبریتهارا بیرون اورد ویکی را دوباره در جعبه گذاشت
و آن یکی را به دونصف کرد ویکی را که لبه تیزی داشت درون دندان خود فرو بردو گفت :
چمدونم 😳 😳 😳 😳 😳
یکی تو ماه رمضون زنگ ﺯﺩه دفتر یکی از علما می پرسه
حاج آقا من روزه بودم. داشتم تو اشپزخونه راه می رفتم یهو پام لیز خورد و یه لیوان اب و دوتا دُلمه برگ مو و دوتا زولبیا و یه دوتا خرما رفت تو دهنم و قورت دادم ( ناخواسته )
حاج اقا الان باید چی کار کنم؟
..حاج اقا میگه:
یه چای هم بخور بهت بچسبه😂 😂 😂
اهل دلی میگفت :وقتی شخص روزه داری پس ازاذان مغرب
بدون خوردن افطارنماز اول وقت به جا می آورند ملائک در عرش اورا اینگونه ندا میدهند:
چطوری خود شیرین؟؟!!😂 😂
مادر بزرگ دوستم 120سالشه دو روز پیش خوابید بیدار نشد
چشاشو بستن تشهد خوندن براش😔
بعداز نیم ساعت بیدار شد😳
دوستم میگه داشت ب روز رسانی میشد برای یه قرن دیگه
😂 😂 😂 😂 😂
روزی جوانی از پدرش پرسید
پدر چرا انسانها بخاطر پول و ثروت همدیگر را می ازارند?
پدر درحالی که داراز کشیده بود جعبه کبریت را گرفت و دو عدد از کبریتهارا بیرون اورد ویکی را دوباره در جعبه گذاشت
و آن یکی را به دونصف کرد ویکی را که لبه تیزی داشت درون دندان خود فرو بردو گفت :
چمدونم 😳 😳 😳 😳 😳
- ۱.۸k
- ۰۸ خرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط