عشق یک طرفه پارت 5

عشق یک طرفه پارت 5

جیمین : کیمچی ؟ موچی ؟ سوشی ؟ 😍
ات : اون آره هر سه تاش رو برات درست کردم و آوردم
جیمین :آخ جون ممنونم آبجی جونم
ات : نوش جونت داداش جونم
جیمینا من دیگه برم فدات شم الان استادم میاد
جیمین : باشه خواهر جونم برو سر کلاست خدا حافظ
ات : خدا حافظ موچی جونم

ویو ات

رفتم سر کلاسم و نشستم سر جام که تهیونگ هم اومد و نشست کنارم نمی‌دونم چرا تپش قلب گرفتم داشتم نگاش میکردم که متوجه نگاهم شد خواست برگرده که زود برگشتم به سمت کتابم
نمی‌دونم چرا وقتی میبینمش قلبم تند میکوبه

ویو تهیونگ

اومدم سر کلاسم و رفتم پیش دختری که اسمش ات بود نشستم و داشتم کتابمو می‌خوندم که احساس کردم یکی داره نگام می‌کنه همین که برگشتم روش رو برگردوند که فهمید اته من ازش خیلی بدم میاد و ازش متنفرم راستش من دختر خالم جینسو رو میخوام و عاشقشم و 20 سالشه و منم 25 سالمه ولی ات 19 سالشه ولی من ازش خوشم نمیاد من فقط عاشق جینسو ام

آرمی ها نظرتون چیه ؟
تو کامنتا بگین
@tteahyung_army
دیدگاه ها (۵)

عشق یک طرفه پارت 6ویو ات درسامون تموم شد و رفتیم حیاط نمی‌دو...

عکس اعضای فیک عشق یک طرفه اسلاید2: عکس ات اسلاید 3 : عکس جین...

رمان عشق یک طرفه پارت 4ات : کوکی !جونگ کوک : چند بار بگم منو...

بی تی اس هفت تا فرشته ی بدون بال ک همه رو خوشحال میکنن اونها...

رویو ات رفتم بالا داخل اتاقم سریع زنگ لنا زدم لنا : الو ات :...

یک پارتی اسمات ( دوست ندارید نخونید ) ویو ات سلام من ات هستم...

part 1فصل 2برادر ناتنی یک ماه از سوال ات از جیمین میگذره وات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط