فک میکردم اون یه ذره آدمه😓 رفت و تنها شد دلم یه عالمه

فک میکردم اون یه ذره آدمه😓 رفت و تنها شد دلم یه عالمه
البته تا اونجایی ک یادمه هر چی خوردم از این دل سادمه
من خسته شدم از آدما و طعنه هاشون خسته شدم از اومدن و رفتناشون خستم از خیابون و پیاده روهاش ازت خواسته بودم مراقبم باش ( یادته ؟ ) چقدر تنهام تنهام تنهام :) چقدر سرده بی تو دستام ^^ تو رو میخوام میخوام میخوام :) پر از اشکه سرده چشمام 😭 هنذفری تو گوشمه🎧 یه کوله رو دوشمه🎒 یه پیرنه سیاهم تنمه🚶 همونی که همیشه میپوشمه نمیدونم کجای شهرم تو کوچه ها سرگردونم به امید اینکه تورو ببینم سرم و برگردونم😥 ولی حیف تو اینجا نیستی😞 مگه تو همونی نبودی که میگفت پام وامیستی😭 منم و جای خالی با یه مشت یادگاری که از همدیگه دو سه سال داریم حالا تکلیف چیه فراموش کنیم نه اینکارا کاره ما نی با اینکه همش دنبال فانیم ولی بیخیالی تو مرام ما نی یادمه میگفتی حتی اگه از اسمون سنگ بارید بازم قول بده که دوسم داری نمیخوام ببینم غم داری ولی حیف تو این روزا یه حسه دیگه رو من داری(چرا یه حسه دیگه رو من داری😔 ) خستم از این همه کشیدن نصفه شب از خواب پریدن تو بیخیالی ولی من عاشقتم هنوز شدیدا :) بارون و تهران هدفون واهنگ چرا تو بی من نمیشی دلتنگ
دیدگاه ها (۴)

زندگی دوباره

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 30همونطور که فاصله ص...

professor Riddle,p47

فکر میکردم اون یه ذره آدمهرفتو تنها شد دلم یه عالمهالبته تا ...

فکر میکردم اون یه ذره آدمهرفتو تنها شد دلم یه عالمهالبته تا ...

فکر میکردم اون یه ذره آدمه رفت و تنها شد دلم یه عالمهالبته ت...

فکر میکردم اون یه ذره آدمه رفت و تنها شد دلم یه عالمهالبته ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط