پشت لبخندم غمی پنهان مدارا می کند

پشتِ لبخندم غــمی پنهان مدارا می کند
گاهگاهی بــارشی آن را هویــدا می کند

می پرد گنجشکِ دل بر شاخه‌هایِ خاطره
تلــخ و شیـرینیِ عمــرم را تماشا می کند

بغض‌هایم حسرتِ یک شانه درخود دارد و
چشمهایم غنچه‌یِ غــم را شکوفا می کند

دستِ نقّاشِ زمان در مویِ احساسم چه‌زود
تـارهایِ مشکی اش را رنــگِ دریا می کند

چشم‌ها را بسته ام در انتظارِ خواب،چون
طفــلِ بازیگـوشِ دل را غرقِ رؤیا می کند

دفترِ دلتنگی ام را کــاش می بستم ولـی
دستِ تقدیرم چرا امروز و فردا می کند!
#وصی پور
دیدگاه ها (۱)

#wallpaper

دیروزیک‌سال تمامدر جست‌وجویت بودماما تو بر لب‌هایم خفته بودی...

تا صبح بیدارم ، چرا ؟ چون دوستت دارمآرام می بارم ، چرا ؟ چون...

#wallpaper

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط