پدر و پسر داشتن صحبت میکردن . . .

پدر و پسر داشتن صحبت میکردن . . .
پدر دستشو میندازه دوره گردنه پسرش میگه پسرم من شیرم یا تو ؟
پسر میگه : من !
پدر میگه : پسرم من شیرم یا تو ؟؟ !
پسر میگه : بازم من شیرم !
پدر عصبی میشه دستشو از رو شونه پسرش بر میداره میگه : من شیرم یا تو !؟
پسر میگه : بابا تو شیری !
پدر میگه : چرا بار اول و دوم گفتی من حالا میگی تو ؟
پسر گفت : آخه دفعه های قبلی دستت رو شونم بود فکر کردم یه کوه پشتمه اما حالا . . .
🍷 به سلامتی هرچی پدره
دیدگاه ها (۳)

رمان :«پسر عموی جذابم»part:10ویو «علی»از دانشگاه اومدم خونه ...

حکایت آسایشگاه در خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفتآقا...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟒ویو آنیا کوک همینجوری حرصم میداد که دی...

روباه کوچولوی من پارت دو 😣꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو دازای داشت گر...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟎𝟎جونگکوک به تهیونگ نزدیک شد و از بازوش...

یکم اصما.ت حرکی گذارش بده دیگه فیک نمینویسم#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂...

part:32هیونجین: با توام ات میگم چرا زود تر نگفتی (عصبی)ات: ....

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟓جونگکوک:برو گمشو عوضی تو اون دختره رو ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟗دختر کلافه و عصبی دستی توی موهاش فرو ک...

خب بریم برای پایان این سناریو الهه هام ✨ پدرش : راستش از این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط