دوست قدیمی که تبدیل میشه به
دوست قدیمی که تبدیل میشه به ..........
پارت۶
part 6
یونا :اووووو چه خبره چرا دست تو دستید
جونگکوک و ا.ت:ما باهمیم
یونا ، نامجون،تهیونگ،جیمین،و بقیه ی اعضا:اوووووووو
کوک و ا.ت: (خجالت)
ویو بعد مدرسه خونه ی ا.ت
ویو ا.ت
وای باورم نمیشه یعنی من الان با جونگکوک تو رابطه ام واقعا
چقدر خوشحالم
چقدر خوبه
یعنی مامانم اینا میدونن مطمئنا میدونن ولی من فعلا نمیگم دلم برای جونگکوک تنگ شده بزار بهش زنگ بزنم البته بعد از یه دوش
بعد از شیش ساعت فکر کردن به اینکه چیکار کنم پاشدم رفتم حموم یه دوش بیست مینی گرفتم
و تصمیم گرفتم زنگ بزنم به کوک
`ویو کوک `
داشتم توی اتاقم پی اس میزدم که دیدم ا.ت زنگ زد منم دلم براش تنگ شده بود خوبه شد زنگ زد
.
.
.
.
.
مکالمه
.ا.ت:سلاممم کوکی جونم خوبی
.
.کوک:سلام فسقلی آره خوبم تو خوبی
.
.ا.ت :آره خوبم دلم برات تنگ شده
.
.کوک:منم فسقلی بنظرت بریم بیرون کافه
.
.ا.ت:بریممم
پایان مکالمه
ا.ت ویو
رفتم یه لباس خوشگل پیدا کردم که بپوشم(عکسش رو میزارم)
تقریبا باز بود
رفتم پایین که مامانم گفت
م.ت:........
بچه ها میخواستم دیگه فعالیت نکنم ولی پشیمون شدم بنظرتون از هم حداشون کنم دوباره به هم برشون گردونم یا نه فقط در خوشی باشن یا یکم هیجانیش کنم نظر بدین
شرط ها بچه ها خوب به شرط ها رسیدید
شرط ها
.
.
.لایک ها:۵
.کامنت ها:۳
دوستتون دارممم حمایت یادتون نرههعه✨💞
پارت۶
part 6
یونا :اووووو چه خبره چرا دست تو دستید
جونگکوک و ا.ت:ما باهمیم
یونا ، نامجون،تهیونگ،جیمین،و بقیه ی اعضا:اوووووووو
کوک و ا.ت: (خجالت)
ویو بعد مدرسه خونه ی ا.ت
ویو ا.ت
وای باورم نمیشه یعنی من الان با جونگکوک تو رابطه ام واقعا
چقدر خوشحالم
چقدر خوبه
یعنی مامانم اینا میدونن مطمئنا میدونن ولی من فعلا نمیگم دلم برای جونگکوک تنگ شده بزار بهش زنگ بزنم البته بعد از یه دوش
بعد از شیش ساعت فکر کردن به اینکه چیکار کنم پاشدم رفتم حموم یه دوش بیست مینی گرفتم
و تصمیم گرفتم زنگ بزنم به کوک
`ویو کوک `
داشتم توی اتاقم پی اس میزدم که دیدم ا.ت زنگ زد منم دلم براش تنگ شده بود خوبه شد زنگ زد
.
.
.
.
.
مکالمه
.ا.ت:سلاممم کوکی جونم خوبی
.
.کوک:سلام فسقلی آره خوبم تو خوبی
.
.ا.ت :آره خوبم دلم برات تنگ شده
.
.کوک:منم فسقلی بنظرت بریم بیرون کافه
.
.ا.ت:بریممم
پایان مکالمه
ا.ت ویو
رفتم یه لباس خوشگل پیدا کردم که بپوشم(عکسش رو میزارم)
تقریبا باز بود
رفتم پایین که مامانم گفت
م.ت:........
بچه ها میخواستم دیگه فعالیت نکنم ولی پشیمون شدم بنظرتون از هم حداشون کنم دوباره به هم برشون گردونم یا نه فقط در خوشی باشن یا یکم هیجانیش کنم نظر بدین
شرط ها بچه ها خوب به شرط ها رسیدید
شرط ها
.
.
.لایک ها:۵
.کامنت ها:۳
دوستتون دارممم حمایت یادتون نرههعه✨💞
- ۲۹۳
- ۱۴ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط