ﺩﺳﺘﻢ ﺑﻮﯼ ﮔﻞ ﻣﯿ ﺪﺍﺩ ، ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺟﺮﻡ ﭼﯿﺪﻥ ﮔﻞ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﮐﺮﺩﻧﺪ،

ﺩﺳﺘﻢ ﺑﻮﯼ ﮔﻞ ﻣﯿ ﺪﺍﺩ ، ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺟﺮﻡ ﭼﯿﺪﻥ ﮔﻞ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﮐﺮﺩﻧﺪ،

ﺍﻣﺎ ﻫﯿﭽﮑﺲ

ﻓﮑﺮ ﻧﮑﺮﺩ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﻣﻦ ﮔﻞ ﮐﺎﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ..‌.!!


«ارنستو چه گوارا»
دیدگاه ها (۱)

خداوندا زمستان است، اما هوا بس ناجوانمردانه گرم است...زمین ل...

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدمشکستی و نشکستم، بُریدی و ن...

دشت‌هایی چه فراخ !کوه‌هایی چه بلند،"من چه سبزم امروز !در دلم...

پای ما لنگ است و منزل بس دراز،دست ما کوتاه و خرما بر نخیل.«ح...

شما ﺧﺎﻧﻢ ﺧﻮﺵ ﺗﯿﭙﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ خیابون ﻣﻨﻮ ﭼﭗ ﭼﭗ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﯽ!ﺑﺒﯿﻦ ﻋﺰﯾ...

بسم الله الرحمن الرحیم لحظه ای تفکر!!1 - باﺭﺍﻥ ﮐﻪ ﻣﯿﺒﺎﺭﺩ ﻫﻤﻪ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط