تو اون شام مهتاب کنارم نشستی , عجب شاخه گل وار به پایم شک

تو اون شام مهتاب کنارم نشستی , عجب شاخه گل وار به پایم شکستی
قلم زد نگاهت به نقش آفرینی , که صورتگری را نبود اینچنینی
پریزاد عشق و مه آسا کشیدی , خدا را به شور تماشا کشیدی
تو دونسته بودی چه خوش باورم من , شکفتی و گفتی از عشق پرپرم من
تا گفتم کی هستی تو گفتی ی بی تاب , تا گفتم دلت کو تو گفتی که دریاب
قسم خوردی بر ماه که عاشق ترینی , توی جمع عاشق تو صادق ترینی
همون لحظه ابری رخ ماه و آشفت به خود گفتم ای وای مبادا دروغ گفت
گذشت روزگاری از اون لحظه ی ناب , که معراج دل بود به در گاه مهتاب
در اون درگه عشق چه محتاج نشستم , تو هر شام مهتاب به یادت شکستم
تو از این شکستن خبر داری یا نه , هنوز شور عشق و به سر داری یا نه
.... هنوزم تو شبهات اگه ماه و داری , من اون ماه و دادم به تو یادگاری...
دیدگاه ها (۷)

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

★ازدواج اجباری...p⁵بعد رفتن خانواده ها با پتویی که پیچیده بو...

پارت ۳ ویو ات ...خب، رسیدیم به اتاق‌ها. من و سولا رفتیم تو ا...

چندپارتی یونگی

True Love②③فردا(شب) تهیونگصدای زنگ در رو شنیدمو رفتم در رو ب...

وقتی میخوان بهت اعتراف کنن...

‌ ‌ ‌ ‌ᅠ‌ ‌ ‌ ︵֪⏜֪࣪︵⏜࣪ ꒰‌  ࣭🧋  ‌꒱ ࣪⏜֪࣪︵֪⏜֪࣪︵< نامᰰه ا᷎ی ᷉از ...

#چندپارتیفک کنم نون برنجی ها کار خودشونو کردن..لینو/ا.تP:5شن...

پارت ۴ ویو ا.ت چند لحظه سرش رو انداخت پایین سکوت آزار دهنده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط