شهیدی که قبل از خاکسپاری زنده شد! ؛

شهیدی که قبل از خاکسپاری زنده شد! ؛

«حجت‌الاسلام محمد صادقی» گفت: برای رفتن به جبهه در سن 14 سالگی شناسنامه خود را دست‌کاری کردم و در سن 16 سالگی مجروح شدم و 82 بار زیر عمل جراحی قرار گرفتم که آخرین آن 16 آذر سال 92 بود.
صادقی ادامه داد: اوایل که مجروح شدم «سوم آبان سال 61» به مدت 25 روز بیهوش بودم یعنی کما، وقتی به‌هوش آمدم کسی متوجه این قضیه نشد.
وی با بیان اینکه فضای بیمارستان را بهشت تصور کردم، افزود: خدا را شکر گفتم اما مدتی که گذشت دکترها متوجه شدند و بالای سرم آمدند.
این راوی جنگ گفت: پنج روز از به‌هوش آمدنم گذشت اما نمی‌دانستم کجا هستم در پنجم آذر به دلیل خونریزی بازویم را شکافتند اما خون بند نیامد و پس از آن دکترها گفتند دیگه فایده‌ای ندارد او شهید شده است.

وی از مقدمات تشییع جنازه‌اش گفت و اظهار کرد: در آن حالت که اعلام کردند شهید شدم همه‌چیز را احساس می‌کردم و حرف‌ها را می‌شنیدم اما قدرت بازگویی و حرکت نداشتم و از آنجا که مرا شهید فرض می‌کردند توسط متولی حرم امام رضا (ع) کفن شدم و تشییع جنازه برگزار شد.

کفن و تشییع شدم اما پس از 8 ساعت زنده شدم

صادقی در ادامه اضافه کرد: پیرامون من سخنان زیادی بود و بسیجیان و پاسداران می‌آمدند و می‌گفتند شهید را از چه کسی باید تحویل بگیریم که پس از هشت ساعت از شهادتم، زنده شدم و پروژه تشییع من ناتمام ماند.

وی تصریح کرد: در عالمی که نمی‌دانم چه بود شهدای زیادی را دیدم که همه را می‌شناختم از شهید عباسی پرسیدم اینجا کجاست می‌گفت جایی است که تو نمی‌توانی ببینی و بمانی و موقت آمدی و باید برگردی و من برگشتم.
این شهید زنده در کلام آخر خود به بیان سفارش شهدا پرداخت و یادآور شد: بنده از طرف خودم و شهدا می‌گویم نگذارید خون شهدا پایمال شود و ارزش‌های شهدا از بین برود.
وی خاطرنشان کرد: ما و شهدا نیز برای جان خود ارزش قایل بودیم و نرفتیم که بی‌حجابی، باندبازی، پارتی‌بازی و... باشد، رفتیم که مقدمات ظهور را فراهم کنیم و نگذاریم ولایت تنها بماند .
دیدگاه ها (۳)

🌿شهـید یوسف داور پناه🌿مادرشـهید میگفت: من مظلوم ترین مادر شه...

⭕معجزه شهدا#شهید_عطری#شهید_سید_احمد_پلارک🍃 در غسالخانه مشغول...

یکی از عجیب‌ترین ماجراهایی که از حضور شهدا در دنیا حکایت دار...

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۲)

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟎هانا آن شب یونا را به اتاقش دعوت کرد...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ودوم: دخمه---او آمد.وسط راهرو. وسط بوسه...

بسم الله الرحمن الرحیم یادداشت قسمت دوم :پاسخ داد :به نظرم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط