୨୧ ─────────────── ୨୧

୨୧ ─────────────── ୨୧

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟗 🌷🎧
𓂃 ࣪˖ ִֶָ «پس اینجا جاییه که می‌خواستی بیام؟» 𓂃 ࣪˖ ִֶָ

୨୧ ─────────────── ୨୧

ساعت نزدیک هشت شب بود.

لیلی جلوی درِ شرکت ایستاده بود و هر چند ثانیه یک‌بار ساعتش رو نگاه می‌کرد.

— یعنی واقعاً میاد؟

گوشی‌اش لرزید.

جنگکوک:
«بیرونم.»

لیلی سرش رو بالا آورد.

پسری با کلاه و ماسک چند قدم اون‌طرف‌تر ایستاده بود.

همین که لیلی رو دید، دستش رو بالا آورد.

— هی!

لیلی لبخند زد.

— بالاخره اومدی.

— فکر کردی نمیام؟

— یکم.

جنگکوک خندید.

— پس باید بیشتر قابل اعتماد باشم.

— دقیقاً.

با هم راه افتادن.

لیلی چند قدم بعد پرسید:

— خب... حالا کجا می‌ریم؟

جنگکوک جواب نداد.

— جنگکوک؟

— صبر کن.

— چرا این‌قدر مرموز رفتار می‌کنی؟!

جنگکوک خندید.

— گفتم که مرموز نیست!

چند دقیقه بعد جلوی یک فروشگاه کوچک ایستادن.

لیلی با تعجب نگاه کرد.

— اینجا؟

— آره.

— چرا اینجا؟

جنگکوک در رو باز کرد.

— چون گفتی عاشق اینجایی.

لیلی خشکش زد.

— من کی گفتم؟

جنگکوک خیلی عادی گفت:

— هفته‌ی پیش.

لیلی چند ثانیه فکر کرد.

یادش اومد.

— تو یادت مونده بود؟!

جنگکوک شونه بالا انداخت.

— بعضی چیزا یادم می‌مونه.

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🍓 𓂃 ࣪˖ ִֶָ

داخل فروشگاه، لیلی با ذوق بین قفسه‌ها می‌چرخید.

— اینو ببین!

جنگکوک برگشت.

— چی؟

لیلی یک جعبه‌ی کوچیک رو بالا گرفت.

— این خیلی نازه!

— تو از همه‌چی خوشت میاد؟

— تقریباً.

جنگکوک خندید.

— فهمیدم.

چند دقیقه بعد، لیلی متوجه شد جنگکوک چیزی دستشه.

— اون چیه؟

جنگکوک دستش رو پشتش برد.

— هیچی.

— نشون بده!

— نه.

— جنگکوک!

— نه! 😂

لیلی با خنده دنبالش رفت.

بالاخره جنگکوک ایستاد و چیزی رو به سمتش گرفت.

یک دستبند مشکی.

لیلی با تعجب نگاهش کرد.

— این...

جنگکوک لبخند زد.

— برای آقای مشکی.

لیلی خندید.

— بالاخره خریدیش!

— گفتم که یادم می‌مونه.

لیلی دستبند رو گرفت.

و برای چند لحظه فقط لبخند زد.

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🌷 𓂃 ࣪˖ ִֶָ

وقتی از فروشگاه بیرون اومدن، لیلی آروم گفت:

— ممنون که منو آوردی اینجا.

جنگکوک بهش نگاه کرد.

— منم خوش گذروندم.

لیلی لبخند زد.

— پس... این یه قرار بود؟

جنگکوک چند ثانیه سکوت کرد.

بعد لبخند زد.

— تو چی فکر می‌کنی؟

لیلی جواب نداد.

فقط لبخند زد.

و این بار...

هیچ‌کدوم نگفتن که قرار نبود.

୨୧ ─────────────── ୨୧
𓆩♡𓆪 𝐄𝐧𝐝 𝐨𝐟 𝐏𝐚𝐫𝒕 𝟎𝟗
୨୧ ─────────────── ୨୧
﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊﹊
شرط برآی پآرت بعدی :🎀⃢၍
𓊆ˡᶦᵏᵉ : 𝟾𝟶🎀⩥
𓊆ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ : 𝟺𝟶🎀⩥
𓊆ʳᵉᵖᵒˢᵗ : 𝟷𝟻🎀⩥
دیدگاه ها (۱۸)

کیم نامجون؛امروز، جهان یک دلیلِ دیگر برای لبخند زدن دارد.روز...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟖 🎧🩷𓂃 ࣪˖ ִֶָ «پس قرار نبود؟» 𓂃 ࣪˖...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟒 🍰🎧𓂃 ࣪˖ ִֶָ «آقای مشکی!» 𓂃 ࣪˖ ִֶ...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟓 ☕🍓𓂃 ࣪˖ ִֶָ «یکی برای منم بگیر.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط