عمری ساقی بودم

عمری ساقی بودم
و دلم میخانه ی رفیقان
سقفش ریخت،..

شدم خراب رفیقان
دیوارش ماند،..

شدم تکیه گاه رفیقان
حالا دیوارهم ریخت،..

شدم خاک پای رفیقان..

بسلامتی رفقا
دیدگاه ها (۱)

درد دارد چشم انتظار آمدن کسی باشی که هیچگاه قصد آمدن ندارد 😔...

از من به تو نصیحت ، " تنهایی "را بلد باش ..باورش دشوار است ا...

ما در این شهر غریبیم و در این ملک فقیر...به مرام تو گرفتار و...

سکوت پیستPart:⁹(ویو مری)صدای ماشین این یوپ توی سکوت شب گم شد...

-درختـ کُهن-قدمی برداشتم و دستت را در دستانم گرفتم و دوباره ...

part 22 :ویو مایک :سوار ماشینم شدم و رفتم سمت فرودگاه پروازم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط