پیرمردی با دلق درشت پشته ای خار همی برد به پشت لنگ لنگان

پیرمردی با دلق درشت پشته ای خار همی برد به پشت لنگ لنگان قدمی برمیداشت هرقدم دانه ی شکری میکاشت کی فرازندی این چرخ بلند وی نوازنده ی دل های نژند کنم از جیب نظر تا دامن چه عزیزی که نکردی با من در رحمت به رخم بگشادی تاج عظت به سرم بنهای حد من نیست سنایت گفتن حلقه ی در عتایت سفتن
دیدگاه ها (۱)

ووووووووووو........

قشنگه نه

چه عاشقانه ی قشنگی

صورتی

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت پنجمکوک چند لحظه به خیابان خیره...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت چهارمصبح روز بعد، کوک زودتر از ...

کرامتِ انسانی، با گداییِ نان از خیریه‌ها سازگار نیست.• ─────...

کرامتِ انسانی، با گداییِ نان از خیریه‌ها سازگار نیست.• ─────...

«شلیکِ نهاییِ بهرام محمدی؛ ترازویِ عدلِ علوی بر گلویِ مفسدان...

«شلیکِ نهاییِ بهرام محمدی؛ ترازویِ عدلِ علوی بر گلویِ مفسدان...

«شلیکِ نهاییِ بهرام محمدی؛ ترازویِ عدلِ علوی بر گلویِ مفسدان...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

♨️تسلط روسیه بر دو شهرک دیگر در جنگ اوکراین🔹به گفته وزارت دف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط