دخترک خنده کنان گفت که چیست. راز این حلقه زر.راز این حلقه

دخترک خنده کنان گفت که چیست. راز این حلقه زر.راز این حلقه که انگشت مرا. این چنین تنگ گرفته است به بر
راز این حلقه که در چهره او این همه تابش ودرخشندگی است.
مرد حیران شد وگفت:حلقه خوشبختی است، حلقه زندگی است
همه گفتند :مبارک باشد
دخترک گفت :دریغا که مرا باز در معنی آن شک باشد سال ها رفت وشبی زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه ی رز دیددر نقش فروزنده ی او
روز هایی که با امید وفای شوهر
به هدر رفته، هدر
زن پریشان شد ونالید ای وای
وای،این حلقه که در چهره او
باز هم تابش ودرخشندگی است
حلقه بردگی وبندگی است
دیدگاه ها (۷)

در گذشته، پیرمردی بود که از راه کفاشی گذر عمر می کرد ...او ه...

فعلا نیک نیم نداره

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

پارت پنج

مرد بی رحم

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۲بعد از زنگ، جونگین هنوز کنار چانگبین...

با خارها راهش را میبندم: شباهت ضلالت کوماری و بهائیت

p29

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط