ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرا

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرا
نرم باز آمد و بگرفت در آغوش مرا

گفت: خاموش در اینجا چه نشستی؟گفتم:
بوی محبوبه شب می برد از هوش مرا
دیدگاه ها (۱)

گاه گاهی که دلم می گیردپیش خود می گویمآن که جانم را سوخت ،یا...

خدا را در خود آ

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

کوک شوهر کینه ای Part35

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط