گریه

گریه
آخرین چیزی ست که باقی می ماند
و بغض
یکی مانده به آخری ست
و امید
پیش از بغض
. می ترکد
من این مرحله ها را
مثل مسیر خانه تا دانشگاه
کوچه به کوچه از برم
این کوچه ها
هر شب
پر از بادکنک هایی ست
که یکی یکی می ترکند
اول امید
بعد بغض
و گریه آخرین چیزی ست که...
دیدگاه ها (۱)

برایش مثل آهنگی ام به زبانی بیگانه دیوانه وار دوستم دارد و د...

ســـ❄ ـــرده!همه وجودم از تنهایے!!درده!که بـبـیـنے اینقدر تن...

دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندارم.. .

،دیگر سراغت را از نارنج رها شدهدر پیاله ی آب نخواهم گرفتدیگر...

چشمهایی که بغض دارند...میخوامـ از چشمانمـ بنویسمـ ؛چشمانی که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط