بازیدرخون
بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست سی سه🍷🔪
با اخم مشت زدم بهش
لب زدم
+عوضی ، جلوی من با زنای دیگه لاس نزن
خشک شده نگاهم کرد
تک خنده ای کرد و با ناباوری گفت
_حسودی میکنی دخترم؟من؟! من کی لاس زدم ؟!
اره حسودی میکردم
نمیدونم چرا آنقدر حساس شده بودم
لب جمع کردم و رومو برگردوندم
با اخم گفتم
+برو بمیر عوضی
خنده اش گرفته بود
با اومدن اون نفری که رفته بود تو نوبت به ما رسید
بلند شدم از جام
رفتیم داخل، دکترش یه زن بود
اگه غیر از این بود تعجب میکردم
کوروش رو این موارد حساس بود
از وقتی من رفته بودم تو خونه اش دیگه بادیگارد تو خونه حق ورود نداشت
با خوش رویی سلام داد و آزمون استقبال کرد
+خب؟ چند ماهته؟!
شونه ای بالا انداختم
_دقیق نمیدونم...
پارت دویست سی سه🍷🔪
با اخم مشت زدم بهش
لب زدم
+عوضی ، جلوی من با زنای دیگه لاس نزن
خشک شده نگاهم کرد
تک خنده ای کرد و با ناباوری گفت
_حسودی میکنی دخترم؟من؟! من کی لاس زدم ؟!
اره حسودی میکردم
نمیدونم چرا آنقدر حساس شده بودم
لب جمع کردم و رومو برگردوندم
با اخم گفتم
+برو بمیر عوضی
خنده اش گرفته بود
با اومدن اون نفری که رفته بود تو نوبت به ما رسید
بلند شدم از جام
رفتیم داخل، دکترش یه زن بود
اگه غیر از این بود تعجب میکردم
کوروش رو این موارد حساس بود
از وقتی من رفته بودم تو خونه اش دیگه بادیگارد تو خونه حق ورود نداشت
با خوش رویی سلام داد و آزمون استقبال کرد
+خب؟ چند ماهته؟!
شونه ای بالا انداختم
_دقیق نمیدونم...
- ۲.۲k
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط