سفر کردی کجا رفتی چرا تنها چرا بی من" نگفتی سخته دلتن

سفر کردی کجا رفتی چرا تنها چرا بی من" نگفتی سخته دلتنگی نگفتی زوده این رفتن" به دنبال چه پایانی خلاف جاده ایستادی" چرا تا عادتت کردم به فکر رفتن افتادی " چرا باید به تنهایی دوباره بی تو برگردم" کجای قصه بد بود کجای قصه بد کردم" تو خواستی فاصله کم شه تودعوت کردی ازدستام " من اینقدرعاشقت بودم که یادم رفته بود تنهام "
دیدگاه ها (۱)

آه،اری،این منم،اما چه سود / او که در من بود،دبگر نیست،نیست /...

باز در چهره خاموش خیال خنده زد چشم گناه آموزت باز من ماندم...

ﯾﺎدﻣﺎن ﺑﺎﺷﺪ از اﻣﺮوز ﺧﻄﺎﯾﯽ ﻧﮑﻨﯿﻢﮔﺮ ﮐﻪ در ﺧﻮﯾﺶ ﺷﮑﺴﺘﯿﻢ ﺻﺪاﯾﯽ ﻧ...

عقل و دل روزی ز هم دلخور شدندهردو از احساس نفرت پر شدند....د...

🩸 نیشِ نیمه‌شبقسمت اول — آن شب که جونگین پیدایت کردبارون از ...

پارت پانزدهم بعد از ظهر، وقتی بالاخره فشردگی کارهای روزانه ک...

سناریو اسلیترین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط