گاهی نفسی هست٬ ولی هم نفسی نیست

گاهی نفسی هست٬ ولی هم نفسی نیست
در هر نفست ، هم نفست ، هیچ کسی نیست

آنقدر غریبی که در این شهر درندشت
دنیای تو اندازه ی کنج قفسی نیست

باید که هوایی به سرت داشته باشی
در قلب زمستانیت امّا هوسی نیست

تنهاییت آنقدر بزرگ است که پیشش
خوشبختیت اندازه حجمِ عدسی نیست

کبریت بکش روی خودت شاعر بدبخت
فریاد بزن! داد بزن! دادرسی نیست...
دیدگاه ها (۱)

گاهی نفسی هست٬ ولی هم نفسی نیستدر هر نفست ، هم نفست ، هیچ کس...

گاهی نفسی هست٬ ولی هم نفسی نیستدر هر نفست ، هم نفست ، هیچ کس...

گاهی نفسی هست٬ ولی هم نفسی نیستدرهرنفست ، هم نفست هیچ کسی نی...

گاهی نفسی هست٬ ولی هم نفسی نیستدرهرنفست هم نفست هیچ کسی نیست...

گاهی نفسی هست٬ ولی هم نفسی نیستدرهرنفست هم نفست هیچ کسی نیست...

گاهی نفسی هست٬ ولی هم نفسی نیستدرهرنفست هم نفست هیچ کسی نیست...

گاهی نفسی هست٬ ولی هم نفسی نیستدرهرنفست هم نفست هیچ کسی نیست...

گاهی نفسی هست٬ ولی هم نفسی نیستدرهرنفست هم نفست هیچ کسی نیست...

گاهی نفسی هست٬ ولی هم نفسی نیستدرهرنفست هم نفست هیچ کسی نیست...

گاهی نفسی هست٬ولی هم نفسی نیستدرهرنفست هم نفست هیچ کسی نیستآ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط