ﺯﻧﮓ ﻧﻤﯿﺰﻧﯽ

ﺯﻧﮓ ﻧﻤﯿﺰﻧﯽ
ﻧﻤﯿﺎﯾﯽ
ﻭ ﺻﺪﺍﯾﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﮑﻨﻢ،
ﺑﯽ ﻫﯿﭻ ﺣﺮﻓﯽ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﻡ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﯿﮑﻨﯽ
ﺍﻣروز ﺑﯿﺎ
"ﭘﻨﺞ " ﺑﻪ ﻋﻼﻭﻩ ﯾﮏ ﺷﻮﯾﻢ
ﻣﻦ ﻭ ﭼﺎﯼ ﻭ ﺷﻌﺮ ﻭ غزل ﻭ ﺗﻮ
ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ "ﻇﺮﯾﻒ"
ﺑﯿﺎ آﺷﺘﯽ ﮐﻨﯿﻢ
ﺗﻮ"ﺗﺤﺮﯾﻢ " ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺭ
ﻭ ﻣﻦ ﻗﻮﻝ ﻣﯿﺪﻫﻢ
ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ "ﺑﯿﺴﺖ" ﺩﺭﺻﺪ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﻗﻨﺎﻋﺖ ﮐﻨﻢ
ﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ " ﻏﻨﯽ" ﺳﺎﺯﯼ ﺑﻮﺳﻪﻫﺎ ﻧﺮﻭﻡ...
دیدگاه ها (۸)

،دل تهرانــی ات شاید نمی بیند اراکی راکه می ریزد کماکان...

براتون اتفاق افتاده....گاهی فقط بوی یک عطر خاصشنیدن صداششنید...

میدانم..روزی میرسد.. ک..با..***صدای تو***ازخواب بیدار میشوم!...

عاشق زنی تک تیرانداز در جبهه دشمن شده امببینمش میمیرم...نبین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط