گفت:جبران میکنم گفتم:کدامرا؟عمررفته را؟روح

گفت:جبران میکنم گفتم:کدامرا؟عمررفته را؟روح

شکسته را؟حال من هیچ ج تارموی سپیدم

رامیدهی؟نگاهی به سرم کردوگفت وای چه

پیرشده ای ..گفتم جبران میکنی؟گفت:کدامرا
دیدگاه ها (۲)

سنگ ها را نمی دانم اما گنجشک ها مفت نیستند!قلبشان می تپد،نگو...

خم به ابرویم نیامد از سر اجبار هاآجری بودم اضافی در تن دیوار...

بچه که بودیم جاده ها خراب بودنیمکت مدرسه ها خراب بودشیرای آب...

چه مسؤلیت سنــگینے است...هــــر شـــــب ""دل""را باآن همــــ...

#𝒇𝒐𝒓𝒄𝒆𝒅_𝒎𝒂𝒓𝒓𝒊𝒂𝒈𝒆پارت ۳۵<ویو یونگی >لیلی و مامان هر دو حالشون...

Part ⁷The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفتم:به...

دختر بد(سناریو جواهر بخش ای)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط