بخدا بعد تو این کوچ مرا خواهد کشت

بخدا بعد تو این کوچ مرا خواهد کشت
بعد دستان تو این قافیه ها هم مردند

حجله بستم سر هر کوچه برای قلبم
این حسودان همه حلوای دلم را خوردند

رفتنت قصه ی تلخیست که باور کردم
رفته از دست کجایی که بگیری دستم؟

از همان دم که شکستی همه پیمانها را
با همین پنجره پیمان رفاقت بستم

من و این صندلی خالی و یک فنجان چای
رو به این پنجره عمریست که ماوا داریم

بر سر اینکه زمان از حرکت دست کشید
من و این ساعت بی حوصله دعوا داریم

بسکه غمهای تو هر شب به دلم آوار است
عاقبت جان مرا غصه ی تو می گیرد

آنقدر زخم زدم بر تن این دفتر که
همه شب آخر هر شعر قلم می میرد.
دیدگاه ها (۱)

بخوان ای بلبل شیدا ،که امشب خانه دلگیر استفضای تنگ تنهایی، پ...

شنیدن عبارت ❤ ️دوستت دارم ❤ ️:برای یک مرد… او را برای مصاف ب...

تمامِ این مدت می توانستمعاشقِ هر رهگذری که می آیدبشومو هیچ خ...

.

ای دل! برای آن که نگیری چه می‌کنی؟با روزگار دوری و دیری چه م...

32

#دوستت_دارم و دانم که تویی دشمن جانماز چه با دشمن جانم شده‌ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط