اصیل زاده پارت۴

اصیل زاده پارت۴

بعد از کلی حرف زدن رفتم خوابگاه
پرش زمانی فردا صبح
از خواب بیدار شدم بل بیدار بود ات= هوی کی بیدار شدی بل= تازه بعد از آماده شدن باهم رفتیم پایین که همون پسر مو یخی اومد جلو دراکو= سلام صبح بخیر بل= سلام صبح بخیر ات= شما دوتا کی صمیمی شدین بل= بعد از اینکه رفتی دراکو اومد پیشم و گفت که باهات حرف زده منم اولش گفتم خوب که چی
بعد توضیح داد منم گفتم باهم فامیلیم ات= آها بریم بل= اره و رفتیم سر میز صبحانه هنوز نرسیده بودیم که همون پسر دیشبه اومد گفت وود= ببخشید بخاطر حرفهای دیشبم ورفت منو نشستم روی میز و بل گفت کدوم حرف،این پسره کیه دیگه منم گفتم چیزه خاصی نیست بل= ولی باید همین الان بهم بگی
چی شده ات= باشه منم براش تعریف کردم بل= آها چرا بدون من رفتی پیش عمه ات= یک چون دلم خواست دو تو که سرت شلوغ بود بل=
ولی درکل باید به منم میگفتی نباید تنها می‌رفتی ولی اشکال ندارن امروز من میرم
دیدگاه ها (۰)

پشت نگاه سردت پارت ۲۰ — ویو آت 🌿صبح روز بعد، با صدای زنگ گو...

پارت 29رمان عشق مدرسه ای ویو فردا صبح وقتی ات داشت برای مدرس...

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

پسر دایی ات کنار ات نشست و با لبخند گفت:پسر دایی: ات، این چن...

#قلبی_در_دو_بدنP2 همینطوری تو حیاط مشغول قدم زدن بودم و غذام...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁰ویو: جونگ کوکصبح با نور افتاب بی...

#میکاپ_آرتیست_من

+وات آنجل (علامت آنجل با&)&وای نمیدونی دلم واست چقدر تنگ شد...

این اولین سناریو ای هست که نوشتم امید وارم خوشتون بیاد عکس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط