پارت
پارت ۵
گفت فهمیدم چیکار کنم
ته تو دلش گفت :متاسفم کوک ولی خیلی داری ناله میکنی ......
یه بوسه ای از کوک گرفت خیلییی سفت .....
(که نگم براتون از دردش....)
کوک لبخش زخمی شد ولی دیگه صدای نالش نمیومد
ته نگران شد و بلند شد و لباسه کوک رو تنش کرد و گذاشت استراحت کنه
داشت میرفت که اول گردن کوک رو دید و تحریک شد
با خودش گفت :نه ... نه ولش بسشه ....برای امروز
ولی خوب رفت و گردنشو چنین مکید که کوک تکون تکون میخورد و ناله میکرد
ولی ته گفت :واقعا بسه و داشت میرفت که
کوک به هوش اومد و باصدای آروم گفت: ته ...ته بیاا
ته دم در بود داشت میرفت یه سری به غذا بزنه
که با صدای کوک سریع برگشت داخل اتاق و گفت که :جانم عزیزم؟
کوک: خم شو کارت دارم ....
ته خم شد و گفت :جونم
شرط این پارت 🫠۵ کامنت و ۵ لایک و ۲ باز نشر
گفت فهمیدم چیکار کنم
ته تو دلش گفت :متاسفم کوک ولی خیلی داری ناله میکنی ......
یه بوسه ای از کوک گرفت خیلییی سفت .....
(که نگم براتون از دردش....)
کوک لبخش زخمی شد ولی دیگه صدای نالش نمیومد
ته نگران شد و بلند شد و لباسه کوک رو تنش کرد و گذاشت استراحت کنه
داشت میرفت که اول گردن کوک رو دید و تحریک شد
با خودش گفت :نه ... نه ولش بسشه ....برای امروز
ولی خوب رفت و گردنشو چنین مکید که کوک تکون تکون میخورد و ناله میکرد
ولی ته گفت :واقعا بسه و داشت میرفت که
کوک به هوش اومد و باصدای آروم گفت: ته ...ته بیاا
ته دم در بود داشت میرفت یه سری به غذا بزنه
که با صدای کوک سریع برگشت داخل اتاق و گفت که :جانم عزیزم؟
کوک: خم شو کارت دارم ....
ته خم شد و گفت :جونم
شرط این پارت 🫠۵ کامنت و ۵ لایک و ۲ باز نشر
- ۵۵۳
- ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط