دلم بچگی ام را

*دلم بچگی ام را؛
سادگی هایِ کودکانه ام؛
مهربانی هایِ از تهِ دلم؛
را میخواهد ...*
میخواهم چشم هایم را رویِ تمامِ آنهایی که دلم را رنجانده اند ببندم؛
بروم گوشه ای دنج؛
جایی که دستِ هیچ کسی به من و آرزوهایم نرسد؛
بنشینم ...
پشت کنم به همه یِ دنیا و آدمهایش؛
به سختی و درد هایش؛
به بی مهری و ناملایمتی هایش؛
پاهایم را سخت در آغوش بگیرم.
با همه ی دنیا قهر کنم
صورتم را بینِ دستهایم پنهان کنم
بلند و با فریاد بگویم:
من بازی نمیکنم
من دیگر بازی نمیکنم.
#فرگل_مشتاقی

خاطرات دیروز
دیدگاه ها (۳)

*کاش هنوز دل‌هامون قد همون فنجون چای گرم و بی‌بهونه بودن...*...

قدیما مثل باد گذشت، اما بعضی لحظه‌ها هنوز تو قلب ما زنده‌ان…...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط