من ردای عاشقی را در جوانی باختم

من ردای عاشقی را در جوانی باختم
دوختم اندازه بر دوش رقیب انداختم

سالهاطی شدزعمرمن ولیکن روزوشب
بیقراری کردم و با بی قراری ساختم

چون‌گذشت‌عهدشبابم بافراغ وبی‌کسی
یاد او شد همدمم بااین جدایی ساختم

گرچه دور از اوشدم در عنفوان عاشقی
لیک تنها بر دوصد از لشکر غم تاختم

برلبم مهرسکوت‌است وزبان‌قاصر ٬ ولی
قصه‌های‌عاشقی‌درخواب‌ورویا ساختم

بهترین راه فرار از عاشقی دیوانگیست
گرچه تاوانی‌عظیم باخون دل پرداختم
دیدگاه ها (۱)

من ردای عاشقی را در جوانی باختمدوختم اندازه بر دوش رقیب ان...

من ردای عاشقی را در جوانی باختمدوختم اندازه بر دوش رقیب اندا...

من ردای عاشقی را در جوانی باختمدوختم اندازه بر دوش رقیب اندا...

من ردای عاشقی را در جوانی باختمدوختم اندازه بر دوش رقیب اندا...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

مر݁ꨲده د݁ر جسم𖫲 𑪏ꨲ 𑪏ꨲزن݁ꨲده 🐾

‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌اسمم آویساست...

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

عشق فقط زانتیا#ایران #تیک_تاک #ماشین #ماشین_باز #زانتیا #عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط