بهترین شب خوشی

بهترین شب خوشی
پارت چهارم
+:اوکی ....

_:ببین اصلا استرس نداشته باش تو برو خونه به هیچی دست نزن استراحت کن من یه فکری می کنم
....

+:باشههه ولی خیلی نگرانم.

_:اصلا نگران نباش اگه شد میام خواستگاریت اوکی..

+:اههه خیلی زود نیست .. ولی باشه

_:زودش کجاست مگه منو تو مامان بابا نشدیم ؟؟

+:آره ولی ..ولش کن

_:یع بوسه گذاشتم رو لبش ... نگران چیزی نباش باشه عشقم
؟

+:باشه. . همدیگرو بغل کردیم رفتم خونه ...

فردای آن روز

+:دیدم بابام میگه خواستگار داری +پ:دخترم اماده باش ...

+:باشه بابا ..
بعد چند دیقه صدای زنگ در بود بعد دیدم جونگ کوکیه یهو دلم ریخت چه قدر زیبا شده بود ....

نویسنده:بعد جونگ کوک ا/ت رو از خانواده اش خواستگاری کرد و قبول کردن ....

یکماه بعد.......

+:جونگ کوکی ...

_:جانم‌‌....
+:امروز بریم پیش خانوادم هم چیزو بهشون درباره دوقولو ها بگیم؟

_:اوکی.....


خماریییی🤣
دیدگاه ها (۳)

سلام خوب هستید شرایط پارت بعد حداقل به ۹۰۰ تا بازدید رسیده ب...

ما ی دمون

بهترین شب خوشیپارت سوم+:یه چیزی حس کرده بودم من خیلی حساس بو...

بهترین شب خوشیپارت دومفردای آن روز ...+:سریع آماده شدن رفتم ...

بازگشت بی نام

✨Rain of sorrow and joy✨ ✨بارونِ غم و شاد...

part26 عشق پنهان《ویو ات》با جونگ کوک شروع کردیم به جمع کردن و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط