خورشید را

خورشید را
در تردید گاهِ سینه ام
سنجاق کن
و تیله ی چشمانت را
به قلب خسته ام بسپار

به گمانم برایِ یک عمر عاشقی
کافی ست
دیدگاه ها (۱)

مبادا امشب به خوابم نیایی عشق جان من ...چقدر خوب است که شب ه...

زندگی صحنه دل بود که من کات شدمبس که در محضر چشم تو، مجازات ...

جایی در باطنت پیدا کن که سرشار از شادمانی ست و با آن دردهایت...

گاهی همین که دل به کسی بسته‌ای، بس است بغضت ترک‌ترک شد و نشک...

یا سَیِّدَنا الحُسَین»سلام بر اربابِ عالم؛ای امیدِ قلبِ خسته...

تمامِ رنجِ ما از آنجاست که کلیدِ حالِ خوبمان را به دستِ دیگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط