فریب
ᴅᴇᴄᴇɪᴛ
فـریـبــ
ᵖᵃʳᵗ-¹
با قدم های محکم و بلند وارد دنیای خودش شد.
دنیای نرمالی که در اون هر فرد از تمام قدرت خودش برای سیر کردن طمع سیری ناپذیرش استفاده میکند.
در این دنیا تمسخر، تحقیر، تهمت، تهدید و دروغ از ناچیز ترین خطاهایی هستن که برای شکستن بقیه استفاده میکنند تا به ثروت انبوهشان بیافزایند.
به علاوه مردم فعال این دنیا، از بیماری ها و توهماتی چون: خود بزرگ بینی، نارسیسیسم و انواع اختلالات که به نظر خودشان 'نرمال' و حتی 'ویژگی خوب' به حساب میآید رنج میبرند.
روی صندلی چرمی مشکی، کنار میزش نشسته بود و به ادامه صحبت هاش گوش میداد.
جئون یون جین:" فکر میکردم این چند سال برای یاد گرفتن همه چیز کافی باشه.
اما نه انگار تو هنوز قوانین 'دنیای کار' رو خوب یاد نگرفتی.
باید دوباره بگم اینجا معیاری که مشخص کنه چی حق کی هست وجود نداره؛ به هیچ وجه ترحم نکن و به هیچ وجه توقع ترحم نداشته باش!"
ادامه داد:" با این طرز فکر قراره بدهی رو پرداخت کنیم؟ نه. پس به خودت بیا"
جونگکوک:" میفهمم ولی مشکل من هیچکدوم از اینا نیست پدر من..."
قبل اینکه حرفش تموم بشه با صدای نسبتا بلندی گفت:" خوب میدونی چیزی تا تاریخ پرداختش نمونده و سهام این شرکت لعنتی هم هر روز داره پایین تر میاد. با این اوضاع سهام، اون عوضی هم داره تلاش میکنه تاریخش رو جلو بندازه"
نفسشو بیرون داد و با صدای آرومتری ادامه داد:" تموم راه های ممکن رو امتحان کردیم..
داریم محو میشیم جونگکوک
زحمات تمام عمرم جلوی چشمام داره نابود میشه"
یکدفعه عصبی اخم کرد و دستشو روی میز کوبید و ادامه داد:" ولی پسرم، وارثم، حاضر نیست هیچ تلاشی برای خودش بکنه."
در مونده ادامه داد." من همه چیزمو برای نگه داشتنش دادم..
الان همه چیز به تو بستگی داره جونگکوک.
چند روزه بحثمون سر این موضوع تمومی نداره ولی دیگه حرف آخرمو میگم... اگر ما رو از این اوضاع بیرون نکشی و سراغ 'هان' نری نمیبخشمت!
در ضمن از ارث محرم خواهی شد."
میدونست بعد از این همه مقاومت چاره ای جز پذیرفتن اونچه که پدرش میخواست نداره.
احتمالا قطعا تنها راه نجات، خانواده هان بود.
بلند شد و کلافه دستشو لای موهاش فرو برد و تو اتاق قدم زد.
جئون یون جین:"نمیفهمم اینهمه تامل و نگرانی برای چیه؟
الان همه چیز به نفع توئه، هم مخ دختر هان و میزنی هم پولو ازش میگیری. هان فقط در این صورت پول رو بهمون میده.."
#BTS #bts #ARMY #army #Namjoon #Seokjin #Yoongi #Heosok #Jimin #Teahyung #Jungkook
#jungkook #fake #novel #fake_jungkook
رمان / فیک
#بی_تی_اس #آرمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #فیک #رمان
فـریـبــ
ᵖᵃʳᵗ-¹
با قدم های محکم و بلند وارد دنیای خودش شد.
دنیای نرمالی که در اون هر فرد از تمام قدرت خودش برای سیر کردن طمع سیری ناپذیرش استفاده میکند.
در این دنیا تمسخر، تحقیر، تهمت، تهدید و دروغ از ناچیز ترین خطاهایی هستن که برای شکستن بقیه استفاده میکنند تا به ثروت انبوهشان بیافزایند.
به علاوه مردم فعال این دنیا، از بیماری ها و توهماتی چون: خود بزرگ بینی، نارسیسیسم و انواع اختلالات که به نظر خودشان 'نرمال' و حتی 'ویژگی خوب' به حساب میآید رنج میبرند.
روی صندلی چرمی مشکی، کنار میزش نشسته بود و به ادامه صحبت هاش گوش میداد.
جئون یون جین:" فکر میکردم این چند سال برای یاد گرفتن همه چیز کافی باشه.
اما نه انگار تو هنوز قوانین 'دنیای کار' رو خوب یاد نگرفتی.
باید دوباره بگم اینجا معیاری که مشخص کنه چی حق کی هست وجود نداره؛ به هیچ وجه ترحم نکن و به هیچ وجه توقع ترحم نداشته باش!"
ادامه داد:" با این طرز فکر قراره بدهی رو پرداخت کنیم؟ نه. پس به خودت بیا"
جونگکوک:" میفهمم ولی مشکل من هیچکدوم از اینا نیست پدر من..."
قبل اینکه حرفش تموم بشه با صدای نسبتا بلندی گفت:" خوب میدونی چیزی تا تاریخ پرداختش نمونده و سهام این شرکت لعنتی هم هر روز داره پایین تر میاد. با این اوضاع سهام، اون عوضی هم داره تلاش میکنه تاریخش رو جلو بندازه"
نفسشو بیرون داد و با صدای آرومتری ادامه داد:" تموم راه های ممکن رو امتحان کردیم..
داریم محو میشیم جونگکوک
زحمات تمام عمرم جلوی چشمام داره نابود میشه"
یکدفعه عصبی اخم کرد و دستشو روی میز کوبید و ادامه داد:" ولی پسرم، وارثم، حاضر نیست هیچ تلاشی برای خودش بکنه."
در مونده ادامه داد." من همه چیزمو برای نگه داشتنش دادم..
الان همه چیز به تو بستگی داره جونگکوک.
چند روزه بحثمون سر این موضوع تمومی نداره ولی دیگه حرف آخرمو میگم... اگر ما رو از این اوضاع بیرون نکشی و سراغ 'هان' نری نمیبخشمت!
در ضمن از ارث محرم خواهی شد."
میدونست بعد از این همه مقاومت چاره ای جز پذیرفتن اونچه که پدرش میخواست نداره.
احتمالا قطعا تنها راه نجات، خانواده هان بود.
بلند شد و کلافه دستشو لای موهاش فرو برد و تو اتاق قدم زد.
جئون یون جین:"نمیفهمم اینهمه تامل و نگرانی برای چیه؟
الان همه چیز به نفع توئه، هم مخ دختر هان و میزنی هم پولو ازش میگیری. هان فقط در این صورت پول رو بهمون میده.."
#BTS #bts #ARMY #army #Namjoon #Seokjin #Yoongi #Heosok #Jimin #Teahyung #Jungkook
#jungkook #fake #novel #fake_jungkook
رمان / فیک
#بی_تی_اس #آرمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #فیک #رمان
- ۲۴.۸k
- ۲۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط