عمريه اسير تنهاييم تو زندون دنيا هيچكي هم نمياد ملاقاتيم

عمريه اسير تنهاييم تو زندون دنيا هيچكي هم نمياد ملاقاتيم نميدونم چيكا كنم تو اين زندون دارم ميپوسم اشكام همدمم شدن نميدونم خوابم ديه مهمون چشمام نميشه چند وقتيه خسته ام خسته مث رفتگري كه تو خيابونيه كه هرچي جارو ميكنه ب انتهاش نميرسه
دیدگاه ها (۱)

منو كشتي تو با اون خنجر دوريت عجبه چرا از اين دل ديوونه خون ...

نميدونم از چي بگم كم اوردم ديه بس اشك ريختم قلب ارزوهام انگا...

دنيا خسيسه واسه كم ادمي خوب مينويسه يكي لبهاش تو خوابم غرق خ...

نخواب سرما تو راهه هميشه عمر خوشبختي كوتاهه! نخواب تلخه جداي...

KIM V

بغض داره خفه م میکنه و نمیدونم چجوری هق هق گریه هام و مهار ک...

چشم آدما که دروغ نمیگه ؛ میگه!؟؟نمیگم خسته م ولی چشمام اینو ...

#رمان_همسر_اجباری #پارت_شصت ونهمآهنگ ابی به نام حبس : کسی که...

#قهوه_تلخ:)Part24دیانا:نوتیف‌پیام‌ارسلان‌اومد‌رو‌گوشیم.+کلید...

نمیدونی چقد دلم میخاد ی روز بدون اینکه ب کسی بگم برم ، همه د...

Part:181لارا : تو خیلی توقعت بالاس هانا آجوما : تو حتا بهم ا...

برده عشق S,²"p,³"_________چشمام قفل نگاه کردن جسد حلقه‌آویز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط