" پروانه ها "
" پروانه ها "
از لب های خشک آسمان
تنها سکوت می ریزد
زهر خاک
شکوفه های درد را بارور می کند
گرما
در پشت چشمان داغ بسته ی دروغ
نفس تنگی افق
التهاب دیوارها
خیال عرق ریزی پروانه ها ست .
روزگاری
بارانی بود
لبخندی بود
باغی بود
که درختانش نماز می خواندند ...
مرتضی نیک پایان *
از لب های خشک آسمان
تنها سکوت می ریزد
زهر خاک
شکوفه های درد را بارور می کند
گرما
در پشت چشمان داغ بسته ی دروغ
نفس تنگی افق
التهاب دیوارها
خیال عرق ریزی پروانه ها ست .
روزگاری
بارانی بود
لبخندی بود
باغی بود
که درختانش نماز می خواندند ...
مرتضی نیک پایان *
- ۴۷۰
- ۲۳ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط