عمر آن بود كه در صحبت دلدار گذشت

عمر آن بود كه در صحبت دلدار گذشت

حيف و صد حيف كه آن دولت بيدار گذشت

آفتابي زد و ويرانه ي دل روشن كرد

ليك افسوس كه زود از سر ديوار گذشت

خيره شد چشم دل از جلوه ي مستانه ي او

تا زدم چشم به هم مهلت ديدار گذشت

برو اي ناصح مجنون ز پي كار دگر

نقش بر آب مزن كار من از كار گذشت

هرچه غم هست خدايا به دل من بفرست

كه بلاي دل ما از كم و بسيار گذشت

ياد آن صبح درخشنده كه ميگفت "عماد"

عاقبت مهر درخشيد و شب تار گذشت

(عماد خراساني)
دیدگاه ها (۱۲)

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت نهم: بازگشتِ سایه‌...

عمر آن بود که در صحبت دلدار گذشت/حیف و صد حیف که آن دولت بید...

عمر آن بود که در صحبت دلدار گذشت/حیف و صد حیف که آن دولت بید...

عمر آن بود که در صحبت دلدار گذشتحیف و صد حیف که آن دولت بیدا...

عمر آن بود که در صحبت دلدار گذشتحیف و صد حیف که آن دولت بیدا...

عمر آن بود که در صحبت دلدار گذشتحیف و صد حیف که آن دولت بیدا...

عمر آن بود که در صحبت دلدار گذشتحیف و صد حیف که آن دولت بیدا...

عمر آن بود که در صحبت دلدار گذشتحیف و صد حیف که آن دولت بیدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط