گذشته های من گذشت نه بهتراست بگویم درگذشت برایش روزهای زی

گذشته های من گذشت نه بهتراست بگویم درگذشت برایش روزهای زیادی سوگواری کردم سکوت کردم خاطراتم رامرور کردم ای کاش های زیادی گفتم حسرت های زیادی خوردم ولی دیگربس است من بـه آرزوهای شیرینم می اندیشم من به شروعی دیگرمی اندیشم.
دیدگاه ها (۲۳)

او، بازمانده‌ی خانواده‌ی مقیمی و عزیزی است...می‌گوید:«من برا...

پارت ۱۲ جونگ‌کوک رفت. لبخندی زدم و در خونه رو بستمبرای آخرین...

پارت ۱۸ وارد خونه‌ی تهیونگ شدم.چراغ اضطراری کوچکی روی میز رو...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_17ویو میرااز دیشب تا الان...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "6۴"☆ویو هانا☆چند دقیقه گذشت.دیگه گریه نمی‌کردم، ا...

آغوشی از جنس خطر پارت ۸ هشت

پروانه جان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط