همین که دوستش داشته باشم کافیست. همین که احساس خوبی داشته

همین که دوستش داشته باشم کافیست. همین که احساس خوبی داشته باشم، نگرانش نباشم. فرقی نمی کند سوغات پاریس باشد یا آن را از یکی از تولیدی های حوالی ناصرخسرو خریده باشم. فرقی نمی کند که روی اتیکتی که پس گردنش چسبیده نام فلان برند جهانی را نوشته باشند یا نام یک کارخانه ی کوچک در یکی از حجره های بازار. فقط کافیست که دوستش داشته باشم، احساس کنم که روز خوبی را با هم خواهیم داشت و قرار است هزار اتفاق خوب برایمان بیفتد. اما نه، یک چیز دیگر هم هست. تو هم باید دوستش داشته باشی. خب دل آدم خوش است به این که کسی که نظرش خیلی مهم است لباسش را بپسندد و زیر لب چیزی بگوید که در دلش قند آب شود. همین که رنگ لباسم به چشم های تو بیاید بهترین اتفاق جهان است...
دیدگاه ها (۱)

نگاهت حزن انگیز تر است از کور سوی فانوس دریایی که شاهد یکی ش...

دلمان تنگ می شود گاهی برای بودن های خیالی آدم های عروسکی. دل...

بهار بارانی امسال، سلام. حالت که حتما خوب است. کم کم داری با...

نشد... نشد که رویاهایم دستم را در دست آسمان بگذارد. نشد آن ه...

love in the dark

{ blue side } part 11

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط