Bd d
Bₐₙd ₐᵢd
ₚₐᵣₜ : ¹⁷
چمدوناشون رو بستن و نشست تا یکم فیلم ببینن
تهیونگ دستش را دور کمر جونگکوک حلقه کرده بود و جونگکوک هم آرام سرش را روی شونه تهیونگ گذاشته بود و همزمان با فیلم پفیلا میخوردن که کم کم جونگکوک خوابش برد .
تلویزیون رو خاموش کرد و جونگکوک رو براید استایل بلند کرد و به سمت اتاق برد .
کنار جونگکوک روی تخت دراز کشید و بازوانش را دور کمر باریک جونگکوک حلقه کرد
آرام بوسه ای به گونه اش زد و کنار هم به خواب رفتن
.....
با نور خورشید که روی صورتش تابیده بود چشماش رو باز کرد ، جونگکوک آروم روی سینه اش خواب بود
لبخند کمرنگی روی لباش شکل گرفت و بوسه ای سطحی به لبای صورتیش زد و آرام موهاشو نوازش کرد
_ چاگیا ، نمیخوای بیدار شی ؟
آروم پرسید و به نوازش کردنش ادامه داد
جونگکوک کمی تکان خورد و صورتش را در سینه تهیونگ فرو برد
+ نه
با صدایی خواب آلود و کیوت زمزمه کرد
تهیونگ آروم خندید
_ چجوری به نفر میتونه انقدر کیوتی و بامزه باشه ؟!
+ گفتم من کیوت نیستم
صدای خواب آلودش روی سینه تهیونگ خفه شد
_ باشه حالا آقایی که اصلا کیوت نیست نمیخواد بیدار شه ؟
+ نه ، همینجا جام راحته
تهیونگ خندید
_ باشه فقط یکم دیگه
و آرام گونه جونگکوک را نوازش کرد
چند دقیقه گذشت و تهیونگ همانطور به چهره آرام جونگکوک خیره شد
_ دیگه بسه ، پاشو صبحانه بخوریم و بریم
آرام در گوشش زمزمه کرد
+ باشه...
خواب آلود زمزمه کرد و آرام روی تخت نشست
_ خب صبحانه چی دوست داری ؟ پنکیک خوبه ؟
جونگکوک آرام سرش را به نشانه تائید تکان داد
_ خب پس برو دست و صورت رو بشور بیا پایین برای پنکیکککککک
و از روی تخت بلند شد به سمت آشپزخونه رفت. مشغول آماده کردن صبحانه شد
....
( ایندفعه زیاد زدم جلو چون داشت خیلی مزخرف و کند میرفت جلو ، صبحانشونو خوردن و آماده شدن و راه افتادن الان رسیدن جلوی هتل ، جایی که رفتنم خودتون انتخاب کنین دیگه یه جایی باشه که ساحل داشته باشه مثلا )
وارد اتاقشون شدن ، جونگکوک به سمت تخت نرم دو نفره دوید و روی تخت ولو شد .
تهیونگ خندید و چمدون ها رو گوشه ای گذاشت و کنار جونگکوک روی تخت دراز کشید
_ اینجا رو دوست داری ؟
+ اوهوم
_ خوبه ، چطوره بریم لب ساحل یکم قدم بزنیم ؟
+ بریم
_ پس پاشو بریم
و از روی تخت بلند شد و به جونگکوک هم کمک کرد بلند بشه و از هتل خارج شدنو به سمت ساحل رفتن
هتل تا ساحل فاصله زیادی نداشت و پیاده تا اونجا فقط ۲۰ دقیقه راه بود پس پیاده به سمت ساحل رفتن
....ادامه دارد
خیلی داره کند و مسخره پیش میره
رو مخمه 🦦🥲
ₚₐᵣₜ : ¹⁷
چمدوناشون رو بستن و نشست تا یکم فیلم ببینن
تهیونگ دستش را دور کمر جونگکوک حلقه کرده بود و جونگکوک هم آرام سرش را روی شونه تهیونگ گذاشته بود و همزمان با فیلم پفیلا میخوردن که کم کم جونگکوک خوابش برد .
تلویزیون رو خاموش کرد و جونگکوک رو براید استایل بلند کرد و به سمت اتاق برد .
کنار جونگکوک روی تخت دراز کشید و بازوانش را دور کمر باریک جونگکوک حلقه کرد
آرام بوسه ای به گونه اش زد و کنار هم به خواب رفتن
.....
با نور خورشید که روی صورتش تابیده بود چشماش رو باز کرد ، جونگکوک آروم روی سینه اش خواب بود
لبخند کمرنگی روی لباش شکل گرفت و بوسه ای سطحی به لبای صورتیش زد و آرام موهاشو نوازش کرد
_ چاگیا ، نمیخوای بیدار شی ؟
آروم پرسید و به نوازش کردنش ادامه داد
جونگکوک کمی تکان خورد و صورتش را در سینه تهیونگ فرو برد
+ نه
با صدایی خواب آلود و کیوت زمزمه کرد
تهیونگ آروم خندید
_ چجوری به نفر میتونه انقدر کیوتی و بامزه باشه ؟!
+ گفتم من کیوت نیستم
صدای خواب آلودش روی سینه تهیونگ خفه شد
_ باشه حالا آقایی که اصلا کیوت نیست نمیخواد بیدار شه ؟
+ نه ، همینجا جام راحته
تهیونگ خندید
_ باشه فقط یکم دیگه
و آرام گونه جونگکوک را نوازش کرد
چند دقیقه گذشت و تهیونگ همانطور به چهره آرام جونگکوک خیره شد
_ دیگه بسه ، پاشو صبحانه بخوریم و بریم
آرام در گوشش زمزمه کرد
+ باشه...
خواب آلود زمزمه کرد و آرام روی تخت نشست
_ خب صبحانه چی دوست داری ؟ پنکیک خوبه ؟
جونگکوک آرام سرش را به نشانه تائید تکان داد
_ خب پس برو دست و صورت رو بشور بیا پایین برای پنکیکککککک
و از روی تخت بلند شد به سمت آشپزخونه رفت. مشغول آماده کردن صبحانه شد
....
( ایندفعه زیاد زدم جلو چون داشت خیلی مزخرف و کند میرفت جلو ، صبحانشونو خوردن و آماده شدن و راه افتادن الان رسیدن جلوی هتل ، جایی که رفتنم خودتون انتخاب کنین دیگه یه جایی باشه که ساحل داشته باشه مثلا )
وارد اتاقشون شدن ، جونگکوک به سمت تخت نرم دو نفره دوید و روی تخت ولو شد .
تهیونگ خندید و چمدون ها رو گوشه ای گذاشت و کنار جونگکوک روی تخت دراز کشید
_ اینجا رو دوست داری ؟
+ اوهوم
_ خوبه ، چطوره بریم لب ساحل یکم قدم بزنیم ؟
+ بریم
_ پس پاشو بریم
و از روی تخت بلند شد و به جونگکوک هم کمک کرد بلند بشه و از هتل خارج شدنو به سمت ساحل رفتن
هتل تا ساحل فاصله زیادی نداشت و پیاده تا اونجا فقط ۲۰ دقیقه راه بود پس پیاده به سمت ساحل رفتن
....ادامه دارد
خیلی داره کند و مسخره پیش میره
رو مخمه 🦦🥲
- ۲.۳k
- ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط