neme:فرار از حکم سلطنت
neme:فرار از حکم سلطنت
p:5
.
.
.
.
.
.
.
همه منتظر پدر بودیم با این که الیزایت با انگشتای چرکش داشت کیک رو میخورد
که یهو صدای فریاد پدر به گوش رسید...
♧ا.ت..فریاد..
پدر ا.ت درحالی که داشت میدویید گفت
♧ باهات کار دارم عزیزم ....
..فلش بک به پنج دقیقه بعد...
همه منتظر بودیم تا پدر چیزی بگه انگار خبر خوبی بود که انقدر ذوق داشت و من از این بابت خوشحالم...
+پدر نمی.....
..قبل از اینکه حرفم کامل بشه پدر گفت..
♧صبر چیز خوبیه دختر لطفا صبور باش
+چشم پدر...
................................
چند ساعتی گذشته بودو کیکم خوردیم باغ هم دیدیم وکلی ذوق کردیم ولی انگار یه چیزی کم بود و اون حرفی بود که پدر هنوز نگفته هر از گاهی کنجکاویم گل میکردو
میخواستم زبون باز کنم ولی یاد حرف پدر می افتادم..صبر چیز خوبیه..
دیگه دست از فکر کردن برداشتم و خواستم بلند شم که پدر شروع به حرف زدن کرد و گفت..........
دفع قبل شرطا نرسید از الان بگم اگه کارت فقط خوندن و حمایت کردنه بیا داخل پیجم اینجا جای کسایی که حمایت نمیکنن نیست💢💫
p:5
.
.
.
.
.
.
.
همه منتظر پدر بودیم با این که الیزایت با انگشتای چرکش داشت کیک رو میخورد
که یهو صدای فریاد پدر به گوش رسید...
♧ا.ت..فریاد..
پدر ا.ت درحالی که داشت میدویید گفت
♧ باهات کار دارم عزیزم ....
..فلش بک به پنج دقیقه بعد...
همه منتظر بودیم تا پدر چیزی بگه انگار خبر خوبی بود که انقدر ذوق داشت و من از این بابت خوشحالم...
+پدر نمی.....
..قبل از اینکه حرفم کامل بشه پدر گفت..
♧صبر چیز خوبیه دختر لطفا صبور باش
+چشم پدر...
................................
چند ساعتی گذشته بودو کیکم خوردیم باغ هم دیدیم وکلی ذوق کردیم ولی انگار یه چیزی کم بود و اون حرفی بود که پدر هنوز نگفته هر از گاهی کنجکاویم گل میکردو
میخواستم زبون باز کنم ولی یاد حرف پدر می افتادم..صبر چیز خوبیه..
دیگه دست از فکر کردن برداشتم و خواستم بلند شم که پدر شروع به حرف زدن کرد و گفت..........
دفع قبل شرطا نرسید از الان بگم اگه کارت فقط خوندن و حمایت کردنه بیا داخل پیجم اینجا جای کسایی که حمایت نمیکنن نیست💢💫
- ۳۱۳
- ۱۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط