جادو خالی

جادو خالی
پارت ۱۸

امیر: اینا چرا باهم دارن قدم میزنن

من: ناراحتی؟ خب بیا ما هم قدم بزنیم

امیر: اوکی

رفتیم یک ساعت قدم زدیم اومدین تو ماشین یع مارو بردن پاساز

من یه گردنبند شیشه خونی گرفتم یه انگشتر زنجیری لباسای استین بلند استین کوتاه یقه اسکی و سیوشرت و ۱۲تا شال به رنگای
ابی قرمز بنفش، بنفش پوست پیازی سبز زرد نارنجی سیاه، خاکستری و باز هم سیاه😂 سفید شاید فکر کنید بگم صورتی ولی صورتی هرگز و ابی اسمانی مانتو که ۱۸تا گرفتک باورتون میشه فقط۱۸تا و یه چراغ خواب های ترند شده که قارچن و ازش بارون میاد کیف و ۲تا مایو و لوازم ارایشی یک پک و ماگ و فندک سیاه میدونید برای چی میگم دیگه😂
نفسم هم کلی شال بنفش صورتی ماگ کیتی ۶ نا مانتو گرفت
سام،، ۹تا لباس مجلسی گرفت یه رنگ مو طلایی گرفت به نفس گفت میخواد جلو موشو طلایی کنه و....
ادامه دارد
دیدگاه ها (۰)

جادو خالی پارت ۱۹ و کربات سیاه و یه دستمال گردن امیرم یه گو...

جادو خالی پارت ۲۰(پارت اخر)بعدم رفتیم تو.ماشین نشتیم من:امی...

جادو خالی پارت ۱۷ بعد امیر و من پیش هم نشتن و نفس سام هم پیش...

چگونه درسامونو ۲۰ نه ۱۰۰ بگیری 😂

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط