یه روز یه کفش سبز خیلی خوشرنگ دیدم ازش خیلی خوشم اومد با

یه روز یه کفش سبز خیلی خوشرنگ دیدم ازش خیلی خوشم اومد با اینکه واسم تنگ بود وپامو میزد خریدمش فروشنده گفت نگران نباش جا باز میکنه مدتها گذشت اما اون کفش جا باز نکرد با خودم گفتم تو مسیرایی کوتاه میپوشمش اما بازم اذیت میکرد پامو زخم میکرد ولی من خیلی دوسش داشتم تا بالاخره یه روز اون کفشو کنار گذاشتم .....
من واسه جا باز کردن اون کفش بیمورد تلاش میکردم اون کفش سایز پای من نبود درسته خیلی میخواستمش ولی به دردم نمیخورد .....
خلاصه از اون کفش هیچی واسم نموند جز زخمهایی که روی پای من گذاشته بود.....
بعضی از ادمها هم درست همینطورن باید کنار گذاشتشون چون به سایز قلب ادم نمیخورن حالا هر چقدرم دوستشون داشته باشیم و حتی باهاشون زندگی کنیم فقط باعث آزار روحی و قلبمون میشن !!
دیدگاه ها (۷)

چ نزدیک است جان تو ب جانمجیگرووووووو

...

بــی روسری بیــا که دقیقا ببینمتاما به گونه ای که فقط من ببی...

خــــــــــــدایا! ☜خواهــــــــــــش☞ کــــه هیـــــچ... ...

[]عمارت عشق[]Part:7چویا رفت خونه . هیکارو خیلی ازش کار کشیده...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣2۸🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)گفتم: + باشه.بعد از کن...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p15ویو هیونجین اونو با ۱...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 190♡⁠。⁠)⁩فقط هم...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 105・⁠]⁠ᕗنمیدونم چقدر گذشته ب...

My professor Chapter:2Part:58هیزل طوری که انگار فقط جسمش تو ...

نمیدونم اسمش چیه:(

P10 .PRISAN MAFIA.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط