زندگی شاید؛

زندگی شاید؛
آن لحظه ی مسدودیست که نگاه من،
در نی نی چشمان تو
خود را ویران میسازد
دیدگاه ها (۱)

من پیام وصل بودم در نگاهی شوخمن شراب بوسه بودم در شب مستیمن ...

هرچه مینویسمبرای اوست و بخاطر او...من با او آن انسانی را که ...

وقتی‌ که زندگی‌ منهیچ چیز نبود،هیچ چیز به جز تیک‌تاک ساعت دی...

گر به هم آویزیمما دو سرگشته ی تنها چون موجبه پناهی که تو می ...

گرچه من با ناز چشمان تو ویران میشوم نازکن عیبی ندارد نازنین ...

باز میگویم که دل  ،  .. دیوانه ی چشمان توست ؟خانه و کاشانه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط